ژيرالدِس پزشك شاه دينيش (دينيز) آزاده (شاه پرتغال از سال 1279 تا 1325) بود (مقدمه 2، 1731). او در سال 1318 در ليسبون يك رسالهٴ دامپزشكي در دو بخش و 77، فصل نوشت. بخش اول دربارهٴ تمام موضوعات مربوط به اسب است، از هنگام تولد تا زمان جفتگيري و زين كردن؛ بخش دوم دربارهٴ بيماريهاي اسب و معالجهٴ آنهاست. او رسالهاي هم دربارهٴ مرغان خانگي نوشت.
3. فـرانسـه
بـرانـژا
برانژاي تومبايي.1 موضع تومبا بر موٴلف مجهول است؛ آيا ممكن است تومبا در نزديكي استكهلم باشد؟2 اين برانژا پزشكي بوده كه در سال 1332 در مونپليه برآمده است.
او سوٴالات درباب فصول بقراط را در سال 1332 در مونپليه نوشت و رسالهاي را در تغذيه، از ابوالقاسم زهراوي (دهم ـ 2)، ترجمه كرد. اين احتمال ضعيف است. براساس يك نسخهٴ خطي سدهٴ چهاردهم (در كتابخانهٴ تورينو) آن كتاب از عربي به كاتالان ترجمه شده و برنگاريوس آن را از كاتالان به لاتيني ترجمه كرده است. پس اين برنگاريوس اهل كاتالان يا جايي در ((جنوب)) بوده است. اين مطلب را نسخهٴ ديگري (وين 5434) تأييد ميكند و در آن مترجم برنگاريوس ايمريكوس بلنسي ناميده شده است.
نام برانژا در سدههاي ميانه نامرسوم نبود، در كاتالونيا جايي به نام تومبا نميشناسم.
يـادداشـت درباب كالـج سـن كـوم
زماني در سدهٴ سيزدهم يك صنف جراحي در پاريس تأسيس شد و از آنجا كه پزشكان قديس كوزما را حامي خود ميشمردند (به فرانسه Cosme و Come) آن را موٴسسهٴ خيريه و كالج سن كوم نام نهادند. اين نام بسيار مناسب بود، چون قديس كوزما و قديس داميان از قديم حامي پزشكان و بهويژه جراحان به شمار ميرفتند. آنان دو برادر دوقلوي عرب بودند كه در شهر اياس (واقع در خليج اسكندريه) به فن طبابت اشتغال داشتند و اين بهخاطر محبت بود و نه پول. در زمان امپراتور ديوكلتيان آن دو بهخاطر ايمانشان به مسيحيت شهيد شدند و هردو را در 27 آوريل حدود 287 سر بريدند. جنازههاي آنان به رم انتقال يافت و در زمان فليكس چهارم (پاپ